Procces Center

در مقالات پیشین دیدیم که بسیاری از مشکلات معادن، از جمله توقف تجهیزات، دوباره‌کاری، زمان‌های انتظار و افزایش هزینه‌های عملیاتی، ریشه در وجود اتلاف دارند. اما پرسش مهم این است که چرا این اتلاف‌ها ایجاد می‌شوند؟ در بسیاری از موارد، پاسخ را باید در نحوه مدیریت فرآیندهای معدن جست‌وجو کرد.

در بسیاری از سازمان‌ها، هر واحد تنها بر وظایف خود تمرکز دارد؛ واحد استخراج، واحد حمل، واحد خردایش، واحد تعمیرات و سایر بخش‌ها هر کدام اهداف و برنامه‌های جداگانه‌ای را دنبال می‌کنند. این در حالی است که خروجی نهایی معدن، حاصل عملکرد یک زنجیره به‌هم‌پیوسته از فعالیت‌هاست. اگر ارتباط میان این بخش‌ها به‌درستی مدیریت نشود، حتی عملکرد مناسب هر واحد نیز تضمین‌کننده بهره‌وری کل مجموعه نخواهد بود.

فرآیندمحوری چیست؟
فرآیندمحوری به این معناست که فعالیت‌های معدن به‌جای نگاه بخشی، به‌صورت یک جریان پیوسته دیده شوند؛ جریانی که از استخراج ماده معدنی آغاز شده و تا تولید محصول نهایی ادامه دارد. در این نگاه، هدف تنها بهبود عملکرد یک واحد نیست، بلکه بهینه‌سازی کل زنجیره عملیات اهمیت دارد. بنابراین، موفقیت زمانی حاصل می‌شود که تمام مراحل با یکدیگر هماهنگ باشند و هر بخش در جهت بهبود عملکرد کل سیستم فعالیت کند.

چرا نگاه واحدمحور کافی نیست؟
فرض کنید واحد استخراج بتواند حجم زیادی سنگ‌آهن تولید کند، اما ظرفیت واحد خردایش پاسخگوی این میزان نباشد. در این شرایط، بخشی از مواد استخراج‌شده در محل دپو می‌شوند، ماشین‌آلات حمل زمان بیشتری را صرف جابه‌جایی می‌کنند و سرمایه بیشتری در موجودی انباشته می‌شود. در چنین شرایطی، اگرچه واحد استخراج به هدف خود رسیده است، اما عملکرد کل معدن بهبود نیافته و حتی ممکن است هزینه‌های عملیاتی نیز افزایش پیدا کند. این مثال نشان می‌دهد که بهینه بودن هر بخش، لزوماً به معنای بهینه بودن کل فرآیند نیست.

مزایای مدیریت فرآیندها
استقرار رویکرد فرآیندمحور، مزایای متعددی برای شرکت‌های معدنی به همراه دارد که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

  • افزایش هماهنگی بین واحدهای مختلف
  • کاهش گلوگاه‌ها و زمان‌های انتظار
  • کاهش دوباره‌کاری و فعالیت‌های غیرضروری
  • استفاده مؤثرتر از تجهیزات و نیروی انسانی
  • بهبود کیفیت و پایداری عملیات
  • تصمیم‌گیری دقیق‌تر بر اساس عملکرد کل فرآیند

به همین دلیل، بسیاری از شرکت‌های معدنی پیشرو، عملکرد خود را تنها بر اساس نتایج هر واحد ارزیابی نمی‌کنند، بلکه شاخص‌هایی را برای سنجش عملکرد کل زنجیره عملیات تعریف می‌کنند.

چگونه فرآیندهای معدن را بهبود دهیم؟
نخستین گام، شناسایی دقیق فرآیندهای اصلی معدن و ارتباط میان آن‌ها است. پس از آن باید مشخص شود در کدام نقاط، تأخیر، توقف، دوباره‌کاری یا ناهماهنگی رخ می‌دهد. ترسیم جریان عملیات، اندازه‌گیری شاخص‌های عملکرد، بررسی گلوگاه‌ها و دریافت پیشنهادهای کارکنان، از مهم‌ترین اقداماتی هستند که به شناسایی فرصت‌های بهبود کمک می‌کنند. نکته مهم این است که بهبود فرآیندها معمولاً به سرمایه‌گذاری‌های سنگین نیاز ندارد. در بسیاری از موارد، اصلاح روش‌های کاری، افزایش هماهنگی بین واحدها و استانداردسازی فعالیت‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر بهره‌وری داشته باشد.

نقش فرآیندمحوری در معدن‌کاری ناب
فرآیندمحوری یکی از پایه‌های اصلی معدن‌کاری ناب به شمار می‌رود. زیرا تا زمانی که جریان عملیات به‌درستی شناخته نشود، شناسایی اتلاف‌ها و حذف آن‌ها نیز امکان‌پذیر نخواهد بود. به همین دلیل، شرکت‌هایی که رویکرد معدن‌کاری ناب را اجرا می‌کنند، ابتدا فرآیندهای خود را به‌طور دقیق بررسی کرده و سپس برنامه‌های بهبود را بر اساس نقاط ضعف هر فرآیند طراحی می‌کنند.

جمع‌بندی
بهره‌وری در معادن تنها با بهبود عملکرد یک واحد حاصل نمی‌شود، بلکه نتیجه هماهنگی و کارایی کل زنجیره عملیات است. نگاه فرآیندمحور به مدیران کمک می‌کند تا به جای حل مسائل به‌صورت جزیره‌ای، ارتباط میان فعالیت‌ها را درک کرده و تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که عملکرد کل معدن را بهبود بخشد.

رضیه میرجلیلی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت صنعت و معدن یزد یوتاب

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *