شواهد آماری ملی و بینالمللی، جایگاه بخش معدن را به عنوان یکی از پیشرانهای بنیادین توسعه اقتصادی تثبیت کرده است. این صنعت از طریق تأمین مواد اولیه مورد نیاز زنجیرههای تولید، اشتغالزایی و ایجاد ارزش افزوده، ظرفیتهای مؤثری برای شتاببخشی به رشد اقتصادی جوامع فراهم میآورد. نتایج مطالعات پیشین در کشور (از جمله پژوهشی در سال ۱۳۹۶) مؤید آن است که سرمایهگذاری در زنجیره معدن و صنایع معدنی، اثرات سرریز مثبتی بر سایر بخشهای اقتصادی دارد. این بررسی نشان میدهد که توسعه این حوزه بیشترین همبستگی و تأثیر مثبت را بر بخش انرژی و کمترین اثرپذیری را بر بخش کشاورزی داشته است.
بهرهوری؛ اهرم تقویت پیشرانهای اقتصادی
تحقق حداکثری کارکردهای بخش معدن در گرو تدوین سیاستهای کلان مبتنی بر رویکردهای نوین است که در این میان، «بهرهوری» به مثابه اصلیترین اهرم، توانایی تقویت و تشدید اثرات مثبت این صنعت بر جریان اقتصادی جامعه را دارد. پژوهش یادشده تصریح میکند که در صورت همافزایی سرمایهگذاری در بخش معدن با رشد شاخص بهرهوری کل عوامل تولید (TFP)، نتایج حاصله بر رشد سایر بخشها به نحو چشمگیری تقویت میشود. به عبارت دقیقتر، با فرض ثبات سایر متغیرها، رشد بهرهوری در این بخش به تنهایی عاملی استراتژیک برای جذب و تخصیص بهینه منابع، شامل نیروی کار متخصص و سرمایههای مولد از سایر بخشها به سمت صنایع معدنی خواهد بود.
پارادوکس نزول بهرهوری در معدن
یکی از واقعیتهای فنی و غیرقابلانکار در اقتصاد معدن، روند طبیعی نزول شاخص بهرهوری در طول چرخه عمر معدن است. با تداوم فرایند استخراج، نسبت خروجی (مواد معدنی) به ورودی (نهادههای تولید) به تدریج کاهش مییابد؛ روندی که در نهایت منجر به کاهش توجیهپذیری اقتصادی و توقف جریان ارزشآفرینی میشود. درست در همین نقطه است که بهرهوری از جایگاه یک مفهوم نظری خارج شده و به مثابه نوشدارویی برای احیای واحدهای معدنی، ظرفیتهای جدیدی را برای بازتولید ارزش اقتصادی شکوفا میسازد.
آموزههایی از تجربه یزد
نظام برنامه ریزی منطقه ای در استان معدنی یزد از سال 1401 برنامه ای بومی با عنوان «یزد بهره ور» را تدوین و پس از تصویب در مراجع مرتبط سطح ملی به اجرا گذاشته است. بررسیهای انجامشده در بسته برنامهای «یزد بهرهور»، درسآموختههای ارزشمندی را در خصوص چالشها و فرصتهای مدیریت نهضت بهرهوری معدنی در مقیاس منطقهای ارائه میدهد. از جمله انکه دستیابی به موفقیت در این عرصه، مستلزم رعایت الزامات زیر است:
• همراهسازی ذینفعان: موفقیت در ارتقای بهرهوری پیش از هر چیز نیازمند جلب مشارکت فعال بهرهبرداران معادن است. این مهم باید از طریق پویشهای منطقهای با تکیه بر سازوکارهای اقناعسازی و با نقشآفرینی مؤثر رسانههای تخصصی و نهادهای حاکمیتی محقق شود.
• تحول در نگرش مدیریتی: گذار از چارچوبهای سنتی و وظیفهگرا به سمت نگرش فعالانه و توسعهمحور در میان مدیران و کارشناسان دولتی، شرطی اجتنابناپذیر برای عملیاتیسازی راهبردهای نوین بهرهوری است.
• پایداری مالی و انگیزش اقتصادی: ایجاد مشوقهای اقتصادی برای سرمایهگذاران ملی و محلی، نقشی کلیدی در کاهش وابستگی ساختار بهرهوری به منابع دولتی و اتصال آن به منابع مالی پایدار ایفا میکند.
نتیجهگیری
بهرهوری در معادن، برخلاف تصورات رایج، صرفاً هدفی فنی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ پایداری و بقای اقتصادی این بخش محسوب میشود. عبور از مدیریت سنتی و حرکت به سمت ساختارهای ارزشمحور، تنها راهکار تبدیل معادن از واحدهای در حال استهلاک به هستههای پویا و ارزشآفرین در اقتصاد ملی است.
دکتر هدایت کارگر شورکی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت صنعت و معدن یزد یوتاب


بدون دیدگاه